وقتایی که شکست خوردم ، وقتایی که غمگینم ، وقتایی که بغض دارم و شونه میخوام برای گریه، میرم تو اتاق درو رو خودم میبندم که نرم سراغ هیشکی . انقد با خودم میمونم تا خوب شم . این تصمیمیه که در واقع رویه این چند ماه اخیرمه . اصلا نمیدونم چرا اینو دارم اینجا میگم . آقا آره ، باز انگار داره نتیجه تلاشام گند میشه ، در حالی که محاسباتم میگه حقم نیست .
برچسب: هشتاد,
نویسنده: زهرا مرادی
برچسب: هشتاد,
نویسنده: زهرا مرادی
برچسب: هشتاد,
نویسنده: زهرا مرادی
رفتم آرایشگاه خنجرامو تیز کردم :دی چه جوری دخترا ابروهاشونو صااااف برمیدارن ؟ ابرو میباس خون بریزه و کشته بده. هاع! حالا همه ش دوست دارم از بغل چشمام خودمو تو آینه نگاه کنم و چشمامو ریز کنم، چشمک بزنم :دی خوشیم دیگه ،با همینام خوشیم.
آدمی که از اینکه ازش تعریف کنن، حالش گرفته میشه، به یه نقطه کریتیکالی رسیده که هر کسی نمیتونه درکش کنه. اونجایی که دیگه حاااالت به هم میخوره ازت تعریف کنه کسی، اکچولی متنفری از تحسین شدن. منم حال ندارم توضیح بدم اون نقطه کجاست. پس شب بخیر.
پ. ن:وقتی حالت بده چیکار میکنی خوب شی؟ میرم حموم زیر آب یخ،اپیلاسیون میکنم بی رحمانه، میرم میگیرم میکپم پتو رو هم میکشم رو سرم به زور خودمو میخوابونم.