خرید بک لینک

وقتایی که شکست خوردم ، وقتایی که غمگینم ، وقتایی که بغض دارم و شونه میخوام برای گریه، میرم تو اتاق درو رو خودم میبندم که نرم سراغ هیشکی . انقد با خودم میمونم تا خوب شم . این تصمیمیه که در واقع رویه این چند ماه اخیرمه . اصلا نمیدونم چرا اینو دارم اینجا میگم . آقا آره ، باز انگار داره نتیجه تلاشام گند میشه ، در حالی که محاسباتم میگه حقم نیست .

برچسب: هشتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 22:46

مرا گفتی بدر پرده، دریدم مرا گفتی قدح بشکن شکستم مرا گفتی ببر از جمله یاران بکندم از همه دل در تو بستم . . عید قربانتون قشنگ و قوی! از کامفورت زون خارج شدناتون گوشت بشه به رونتون! روانتون از آزاد کردن قیود خوش ان شاالله! پ. ن:عید قربانت مبارک عالی جناب محسن! عید قربان مبارک با معرفت، شهید جان، سرافراز، خوش اومدی عزیزِ عزیز، خوش اومدی. آقای شهید میخوام بهت بگم همه ش تو سرم داره شعرت تکرار میشه «

برچسب: هشتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 22:46

بچه ها ما تو خیریه دانشکده مون خونواده های بشدت فقیری داریم در حدی که غذای خوردنشون رو هم تاوقتی که فرزند خونواده به سن نون آوری برسه خودمون تامین میکنیم.یه خونواده هست که من از نزدیک باهاشون در ارتباطم چندبار رفتم جایی که زندگی میکنن یه اتاق ته یه خونه اس که حدودا پونزده شونزده متره. یه مادره با یه دختر دوازده ساله و یه پسر نه ساله. من تصمیم گرفتم با همه آشنایان و دوستای اطرافم کمک جمع کنم تا بتو

برچسب: هشتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 22:46

این که میگن شیراز شهر دو نفره ایه، اصلا حرف غلطی نیست. هر چقدر بیشتر پیاده تو کوچه خیابوناش راه بری، بیشتر میفهمی دو نفره ست. وای به حالت که بهار تنها بری شیراز.دلت میگیره ،دق میکنی از سینگلی:دی اگه دلبری دارید، بهارتون رو دست همو بگیرید برید شیراز. راه برید فقط. بشینید محوطه جلوی باغ عفیف آباد، شب حول و هوش نه یا ده! اون باد خنکه که موتونو میاره رو صورتتون میلغزونه و ناااااز میکنه، اون فضای زیب

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

همین میشه دیگه . وقتی یه لیست درست میکنن از یه حزب یا گروه خاص میدن دست مردم که صرفا و صرفا به دلیل اون حزب یا گروه خاص به اون آدمها رای بدن ، میشه همین که وزیرا -هرررر چی که باشن- با رای بالا ، رای اعتماد بگیرن . جناب شیخ الوزرا بره اون بالا بسیار شیک و مجلسی با وعده ی کار به نماینده های مجلس ، بهشون رشوه بده ، اونام از پایین داد بزنن احسنت احسنت و یه رای خوشگل اعتماد به جناب دیکتاتور بدن . یکی

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

من آدم دختر بودن نیستم، من باید مرد میشدم! *ناشناس، من از بیرون گود نمیگم لنگش کن، البته لزومی نمیبینم بگم در چه حد تو گودم که به خودم اجازه میدم راجع به عملکرد مجلس راجع به شیخ الوزرا اظهار نظر کنم. در ضمن منو ارجاع نده به زمان احمدی نژاد! من الان فارغ التحصیلم، الان دارم دنبال کار میگردم، الان جوونم و وضع الان رو میبینم، اگه الان قرار نیست برای من اتفاقی بیفته، گل جوونیم رفته که رفته. اکی؟ پس

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

رفتم آرایشگاه خنجرامو تیز کردم :دی چه جوری دخترا ابروهاشونو صااااف برمیدارن ؟ ابرو میباس خون بریزه و کشته بده. هاع! حالا همه ش دوست دارم از بغل چشمام خودمو تو آینه نگاه کنم و چشمامو ریز کنم، چشمک بزنم :دی خوشیم دیگه ،با همینام خوشیم.

برچسب: سیصد,هفتاد,چهار, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

* امروز درسمون رسیده بود به غذاها و پیتزا. بهشون میگم «پیزا نوشته میشه ،پیتزِ خونده میشه ،مث این بازیکن ایتالیاییه، کی بود؟» اسمش یادم نیومد.و تا آخر کلاس وسط درس و توضیح و تمرین و لیسنینگ و هر چیزی یهو کله یکیشون میومد بالا و مِسس! زازا؟بارزالی؟بوفون ؟رونالدو؟... و من از کرده ی خویش مثال یک سگ پشیمان گشتم. *تو درس، اسم یه پسری اَدِم بود. یکی از بچه ها اشتباهی آدَم تلفظ کرد. بغل دستیش بهش میگه

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

دلم قرار میخواد تو از این کافه پیاده روییا، توی یه شهر دووورِ خنک. از این شهرهای سکسی که خیابوناشون سنگفرشه، ساختموناش چوبیه،خلوت و غیر توریستین و توش همه انگار یه جور خاصی خوش پوش و اهل دل و با آرامشن.نمیدونم مثل کودوم شهر... فقط عکساشونو دیدم. * من واقعا دیگه لیست آرزوهام داره از یه عالمه سفر پر میشه و؟ با این خانواده ی سختی که دارم نمیدونم چیکارشون کنم. حتی گاهی که به شوخی به مامان میگم میخو

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

با هر نگاه نو

بشکاف روحمو

بیرون بکش منو

من زیر خاکیم

لبهاتو غنچه کن

چاییتو مزه کن

یه کشف تازه کن

به من بگو کی ام؟

سینا حجازی میخونه. آره این خاصیت بعضی آدمهاست.

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

رفته بودیم خرید که دم یه مغازه جفتمون با دیدن ماگ تیمهای فوتبال چشمامون برق زد. اون اینتر خرید، من آرسنال. جفتمون هم ماگمون رو بردیم دانشگاه هامون. من تو اون گالن آرسنال، چه چایها که با چه آدمایی نخوردم. حالا دیشب با هم آخرین مسابقه مونو دیدیم و امروز صبح اون رفت که دیگه نمیدونم کی بشه با هم بشینیم سر گل نزن بودن طارمی حرص بخوریم و من ماگها رو میفرستم ته کابینت با یادآوری خیلی چیزها. از روزی که ص

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: سیصد,هفتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

آدمی که از اینکه ازش تعریف کنن، حالش گرفته میشه، به یه نقطه کریتیکالی رسیده که هر کسی نمیتونه درکش کنه. اونجایی که دیگه حاااالت به هم میخوره ازت تعریف کنه کسی، اکچولی متنفری از تحسین شدن. منم حال ندارم توضیح بدم اون نقطه کجاست. پس شب بخیر.

پ. ن:وقتی حالت بده چیکار میکنی خوب شی؟ میرم حموم زیر آب یخ،اپیلاسیون میکنم بی رحمانه، میرم میگیرم میکپم پتو رو هم میکشم رو سرم به زور خودمو میخوابونم.

برچسب: سیصد,هشتاد, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی